|
راوند در رهگذر تاریخ | ||
|
"1:"دیار راوند از اولین مناطقی است که پرچم ولایت ال البیت بر بام آن برافراشته شده است.آن گونه که در تاریخ تشیع نام آن همواره در کنار قم برده می شود. از این روی دیار راوند مهد تشیع در کشور ایران می باشد. محقق توانا آقای رسول جعفریان در جلد پنجم مقالات تاریخی راوند را مرکز شیعه پروری میدانند. "2:"اولین شارح نهج البلاغه از دیار راوند بوده است و نام بلند آوازه او سید ابو الرضا ضیاءالدین فضل الله راوندی می باشد. این شخصیت بزرگ و سترگ با دوازده واسطه نسب شریف او به امام حسن مجتبی می رسد. بر این مطلب علامه سید عبد العزیز طباطبائی تصریح دارند. "3:"ابوالحسن احمدبن يحيي بن اسحاق اهل راوند اولین کسی است که به وجود انتی بادی در بدن و راه معالجه سرطان پی برده است." ويليام کالي" دکتر امريکايي از نظرات ابن راوندي استفاده کرد و در اواخر قرن نوزدهم با وارد کردن ميکروب در بدن مبتلايان به سرطان به تدريج نسج هاي سرطاني رو در بدن بيمار از بين ببرد و بعد بيماري دوم رو درمان بکند. و با اين عمل تونست حدود 200 نفر رو از مرگ حتمي يا خارج کند و يا مرگشون رو به عقب بیندازد. "4:"اولین کتاب که در بر گیرنده تمام ابواب فقهی در موضوع آیات الاحکام می باشد کتاب فقه القران علامه قطب الدین راوندی است.خود وی در دیباچه کتاب چنین گوید: (… فان الذى حملنى على الشروع فى جمع هذا الكتاب أن لم أجد من علماء الاسلام قديما و حديثا من ألّف كتاب مفردا يشتمل على الفقه الذى نطق به كتاب الله… فرايت ان أولف كتاباً فى فقه القرآن, يغنى عن غيره بحسب مبانيه, ولايقصر فهم القارى عن فهم معانيه.) آن چه مرا وا داشت گردآورى اين كتاب را آغاز كنم اين بود كه در ميان علماى قديم وجديد اسلام, كسى را كه به نگارش كتابى مستقل براساس فقه قرآن مبادرت ورزيده باشد, نيافتم… از اين روى, به صلاح ديدم كتابى در فقه القرآن تأليف كنم, كتابى كه به حسب مبانى آن, از ديگر كتابها بى نياز كننده باشد و خواننده آن, معانى آن را بفهمد. محدث نوری صاحب مستدرک الو سائل هم بر چنین امری اذعان دارند. "5:" کتاب «شرف النبي و معجزاته» اثر نامدار ابوسعد عبدالملك بن ابوعثمان محمد واعظ خرگوشي، از سيره هاي نامدار پيامبر گرامي اسلام (ص) است كه به نام هاي سيرالمصطفي، دلائل النبوه، شرف النبوه و شرف المصطفي نيز خوانده شده است. اين اثر كه در قرن چهارم تأليف شده برای اولین بار به شکل بدیع به كوشش امام نجم الدين محمود بن محمدبن علي راوندي ـ زنده به سال هاي ۵۷۷ تا ۵۸۸ هـ . ق به فارسي برگردانده شد. دیدگاه محقق توانمندسید محمد
صادق خرازی: ترجمه راوندی فوق العاده جذاب است. به تعبیری می توان ادعا کرد که اعجاز زبان فارسی است که در آن طنازی و غوغا می کند. فکری بکر در تنصیف ابوسعید واعظ خرگوشی و ترجمه راوندی در این کتاب بزرگ ارائه شده است. در وصف بیان و سیره پیامبر عظیم الشان بقدری جانب ادب را برگزیده که ذهن چابک این اثر شریف را که در قلم مترجم متجلی شده است، می توان در قدر و حد اعجاز دید.
ادامه دارد......
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 11:21 ] [ فطرت ]
خانه منصوریها ثبت آثار ملی شده اما بودجه بازسازی ندارد چندی قبل آقای رضا نبی راوندی از راوند عکس خانه منصوریها را برای تارنمای روزنامه کاشان ارسال کرد و اصرار داشت که این بنا تاریخی است. نظر به تایید اطلاعات مربوطه از افراد مطلع اقدام به نشر عکس مذکور شد البته بدون هرگونه شرحی . ولی یکی از دوستان با گذاشتن پیامی به این مضمون انتقاد کرد که: «یک بنا به یک یا چند دلیل واجد ارزشی میشود که ذیل واژه میراث فرهنگی تعریف و طبقهبندی شود. اول قدمت آن بناست که به دلیل استفاده خاصی از مصالح ساختمانی و نوع و ویژگی معماری آن، بعد از سالیان سال توانسته در مقابل حوادث طبیعی ویرانگر مقاومت نموده و دستخوش تغییر و تخریب نشود. به این دلیل علاوه بر ارزش قبلی ارزش افزوده دستاورد علمیرا هم دارد. دوم آنکه شاید زمان زیادی از ساخت آن نگذشته، اما آیینه تمام نمای معماری دورهای خاص از تاریخ است و زیباییها و مهارتهای معماران و هنرمندان یک یا دو نسل گذشته را منعکس مینماید. سوم آنکه اصلا شاید هیچکدام از اینها نباشد، اما ارزش آدم یا آدمهایی که در آن بنا سکونت داشتهاند و اینکه انسان با حضور در آن مکان و بنا تلاش کند به نوعی همدلی و همذاتپنداری با شخصیت ارزشمندی که در آن بنا سکونت داشته و تصور حالات و موقعیتهای او به حسی نوستالوژیک و زیبا دست پیدا کند چهارم شاید ترکیبی از یک یا دو علت پیش گفته باشد. مثلا خانه محل سکونت «ملاصدار» در روستای کهک و شهرک جعفری قم هم به لحاظ شخصیت علمی و ارزشمند ملاصدار، هم به لحاظ ارزشهای معماری، حائز توجه و اهمیت میراث فرهنگی است. متاسفانه مطلب فاقد کمترین اطلاع در مورد قدمت و پیشینه تاریخی این بناست و از این منظر اطلاعاتی به خواننده نمیدهد تا بداند ارزش واکنش در برابر تخریب و بیتوجهی به آن وجود دارد یا خیر. از طرفی عکس هم شفافیت خوبی ندارد تا قسمتهایی از ارزش ظاهری آن را بیان کند. با این وجود به نظر میرسد بیشترین کمک به این بنا و بناهایی از این دست را اهالی منطقه میتوانند به این نوع آثار و ارزشها داشته باشند.» از آنجا که همه این نکات درست و بجا بود با توجه به رعایت حقوقی که برای شهروندان و حفظ آثار تاریخی مترتب است تصمیم به پیگیری موضوع گرفتیم. «با آقای حلی معمار و متخصص امور میراث فرهنگی که در ترمیم و بازسازی خانه عامریها هنر خاص و ارزنده خود را نشان داد و اکنون در کار بازسازی خانه تاج کاشان است طی گفتگویی موضوع را در میان گذاشتم. وی با اشاره به بازدیدی که از این بنا داشته تاکید کرد که: خانه تاریخی و ثبت آثار ملی شده است و متعلق به دوران قاجاریه است و یکی از خانههای ارزشمند تاریخی است. و علاوه بر آن چون نزدیک یک قرن است که همه ساله در ماه محرم بویژه در روز عاشورا مراسم عزاداری وتعزیت حضرت امام حسین در آن برقرار است و سفره نذری و اطعام هم برقرار است به خانه عاشورا معروف شده است. و قرار است در آینده نزدیک از این خانه بعنوان کاربری موزهای تحت عنوان موزه عاشورا استفاده شود. در نظر است اشیاء هیأت مذهبی که در هیئتها موجود است همراه با درج اشعار مربوط به عاشورا بر دیوار این خانه به نمایش عمومی گذاشته شود. البته در راوند که بافتی قدیمی هم دارد خانههای قدیمی ارزشمندی وجود دارد از دوستان میراث فرهنگی شنیدهام که خانهای به نام عمارت در راوند وجود دارد که گل سر سبد خانههای تاریخی است.» تصاویری از خانه مشهور به عمارت درمورد خانه منصوریها با «حمیدرضا زیارتی» کارشناس حفظ و احیای اداره میراث فرهنگی کاشان، گفتگو کردم: -آیا این خانه ثبت آثار ملی شده است؟ بله تازه ثبت آثار ملی شده و سال گذشته شماره دادهاند. -چرا برای حفظ و ترمیم یک اثر ملی هیچ اقدامی نشده است؟ اقدام اجرایی هنوزنه اما یک کاهگل محفاظتی روی آن کشیدهایم که یکی دو تا زمستان را تا گرفتن اعتبار بگذراند و کاهگل هم توسط اهالی زحمت کش راوند سال گذشته بر روی سقف و دیوارها کاهگل کشیده شد، تا همین وضعیت فعلاً حفظ شود و فاکتور آنرا میراث فرهنگی پرداخت کرد. ما در فهرست اعتباری نام آنرا رد کردیم هنوز اعتباری برای آن در نظر گرفته نشده، هم در خواست سال قبل بود و م امسال اما در سال ۹۱ تا یکی دو ماه دیگر معلوم میشود قبل از ثبت نمیشود برای این گونه موارد که مالک خصوصی هم دارد هزینه کرد. دو سه سالی است که برای ثبت این بنا اقدام شده و نهایتاً سال گذشته ثبت شد. -مالک خصوصی این بنا کمکی نمیکند؟ نه، آنها دنبالش نیستند. خانههایی که رها شده و سودی برای صاحبانش ندارد کسی اقدامی برای آن نمیکند. حتی فکر میکنم مالک خصوصی با میراث مکاتبه کرده که اینجا را هدیه کنند. -من با آقای حلی هم در این مورد صحبت کردم، گفتند که قرار است این خانه «موزه عاشورا» شود و به گفته ایشان خانه خاکبرداری شده و مصالح هم تخلیه شده تا مرمت آنرا در همین هفته شروع کنند. موزه؟ نه خیر، ممکن است در جلسات صحبتی شده باشد اما در این مورد حرفی نشنیدهام. مردم راوند هم به آن خانه تعلق خاطری دارند و ممکن است چنین صحبتی شده باشد. -شاید شما در جریان مرمت آنجا نیستید!. گفتم که آقایی بنام رفیعی کارهای مختصری انجام میدهد و میراث هم فاکتورهای آنرا پرداخت میکند. فکر نمیکنم کارهای مهمی و زیاد انجام شده باشد. شاید آقای حلی منظورشان جای دیگری بوده! -نه خانه منصوریها. . . در راوند؟ -بله در راوند. مقداری فعالیت بازسازی را خود مردم راوند انجام میدهند. و شخصی به نام آقای رفیعی هست که یک جزیی کارهایی کرده و فاکتور آنرا هم میراث پرداخته است. -پس در دستور کار میراث برای ترمیم و بازسازی هست؟ منتظریم در پروژه های پیشنهادی ارسال شده سال نود ببینیم بودجه می دهند یا نه و تا یکی دو ماه دیگ تکلیفش معلوم میشود. [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 19:44 ] [ فطرت ]
![]() کتاب داستانی دخترک و آهوی ابریشمی اثری از نویسنده توانمند محمد هادی محمدی می باشد. این داستان دختری قالیباف به نام حنا از مزرعه ها ی دیار راوند کاشان می باشد که خلاصه آن چنین است: هشت ماه است كه روبروي دار قالي نشسته. انگشتان دخترك مي بافند. نخ ها را يكي يكي مي كشد و درهم گره مي زند. بعد هم صداى شانه ؛ تق ، و بعد دوباره صداى كشيدن نخ ها. و بعضي وقت ها آنقدر محكم مي كشد كه نخ دستش را مي برد. و خونش به نخهاي قالي جان مي دهد. سر انگشتاني كه ديگر پهن و خشك شده اند و چشماني كه زيرشان پف كرده و سياه شده. كمي جابجا مي شود: " بگذار ببينم چشم آهو چرا كج شده؟ آخ خ خ خ خيش ، كمرم ،" نخ گوشه چشم آهو را با دو انگشت مي گيرد و محكم مي كشد تا گره آن بالاتر برود. نخ ابريشمي دستش را مي برد. يك قطره خون پاي چشم آهو مي افتد. با خودش فكر مي كند: "يعني آهو گريه مي كند؟ نه آهو كوچولوي من، نه دختر خوشگل نازم. گريه نكن!"
يك ماه بعد دختر كوچولويي با مادرش توي ماشين نشسته. مادر سريع ماشين را پارك مي كند و پياده مي شود. دست دخترش را مي گيرد و تند تند از جلوي چند تا مغازه رد مي شوند تا به يك نمايشگاه فرش مي رسند. با هم داخل مغازه مي شوند. دخترك در حالي كه بستني ليس مي زند از دور چشمش به آهوي ابريشمي مي افتد. گوشه لباس مادر را مي كشد." مامان، مامان، اونو برام مي خري؟ اون آهو رو مي خري؟"
مادر ابروهايش را در هم مي كشد:"نه! بابا تازه برات فرش خريده!" - مامان ، مامان، ميخوام ، بخر - اه... بچه بذار كارمو بكنم.
دخترك از دور مي بيند كه آهو دارد مي خندد. چه خوشگل! انگار يك آهوي دختر است!
روي يك مبل روبروي تلويزيون مي نشيند و بستني ليس مي زند و كارتون مي بيند...
بستني اش تمام شده. مامان هم كارش تمام شده. فرشها را هم شاگرد هاي مغازه دارند بار مي كنند . :"ا؟ اين كه آهو خانمه! اونم دارند مي برند تو فرشاي ما ؟ "
به سمت فرش مي دود. شاگرد مغازه آنرا روي زمين پهن كرده و مشغول لوله كردن آن است. بالاي سر آهو مي ايستد. از نزديك به چشمهايش نگاه مي كند و تعجب مي كند :
" اااا! چرا از چشم آهو اشك مي آد؟ اينكه داشت مي خنديد!"
مادر صدايش مي زند...
نقد این داستان را در منبع زیر می توانید ببینید: پژوهش نامه ادبیات کودک و نوجوان » زمستان 1378 - شماره 19 » ناقد:بکایی، حسین
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:56 ] [ فطرت ]
هر چند وجود بازار بزرگ كاشان و تعداد فراوان مراكز فروش در ابتدا اين نكته را به ذهن مي رساند كه وجود بازارهاي سنتي كه در تمام روزهاي هفته در روستاها و يا شهرهاي اطراف كاشان به ترتيب برپا مي شود استقبال سرد و كم مردم را به دنبال دارد ولي مشاهدات حاكي از اين است كه نه تنها خريد مردم از اين گونه بازارها كم و سرد نشده بلكه هر روز هم نسبت به قبل فزوني بيشتري مي گيرد. يكي از اين گونه بازارها يك شنبه بازار راوند است كه هر چند ماهي تغيير جا و مكان داده و به نقطه اي ديگر مي رود كه اين خود يكي از موارد ناخرسندي فروشندگان و خريداران اين بازار است. راهبندان و ايجاد ترافيك، نبود تاكسي و ناوگان حمل و نقل عمومي و از همه مهم تر بافت زمين محل بازار كه از خاك و سنگ پوشيده شده است كه هم عبور و مرور را دشوار كرده و هم باعث بروز بيماري هاي تنفسي و پوستي مي شود. فروش انواع و اقسام لباس و پوشاك غير استاندارد چيني، عرضه مواد غذايي غير بهداشتي به ويژه نوشابه و كلوچه هايي كه نه اثري از نشان استاندارد دارند و نه مجوز توليد و در كل كالاهاي درجه 2 و يا شايد هم 3 هستند. گروهي از مردم معتقدند كه وجود چنين بازارهايي در طول هفته قدرت خريد آن ها را بالا مي برد. چون هم ارزان تر از مغازه و بازار است و هم مدت زمان دسترسي به آن ها كم تر مي باشد. در مقابل گروهي هم بر اين باورند كه ايجاد مزاحمت براي همسايگان و ساكنان هم جوار بازار، آلودگي هاي صوتي ناشي از فريادهاي بلند فروشندگان براي عرضه و تبليغ كالاهاي خود از معايب اين گونه بازارهاست. البته فروشندگان كه اغلب افغاني و يا از شهرهاي هم جوار هستند كه براي فروش كالاهاي خود آمده اند، نيز حرف هاي زيادي براي گفتن دارند. آن ها كالاهاي خود را با كيفيت و بادوام مي دانند و علت ارزان بودن آن ها ندادن اجاره بها، فروش بيشتر و سودآوري مي دانند. آن ها مي گويند بارها اتفاق افتاده كه با ساكنان هم جوار بازار درگيري لفظي و گاهي فيزيكي پيدا كرده اند و مجبور شده اند كه ماه ها و شايد هم بيشتر به خاطر تهديد آن ها به بازار نيايند. آن ها از مسئولين شهرداري درخواست دارند كه حاضرند در قبال پرداخت مبلغي اجاره، با ايجاد مكاني دائمي و يا حداقل قابل دسترس راه براي كسب روزي حلال آن ها هموارتر شود. منبع:هفته نامه خبری آرمان-شماره824 [ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:33 ] [ فطرت ]
بسم الله الرحمن الرحیم قال الرضا علیه السلام: کن محبا لآل محمد و ان کنت فاسقا و کن محبا لمحبیهم و ان کانوا فاسقین. شخصی از اهالی «کرمند» - که یکی از روستاهای اصفهان بوده - به عنوان ساربان همراه امام رضا علیهالسلام به خراسان آمد. او هنگام بازگشت نزد حضرت رفت و عرض کرد: یابن رسول الله، نوشته ای با خط مبارک خود به من دهید تا آن را به عنوان تبرک نگه دارم.امام رضا علیه السلام حدیثی نوشت و به او داد: کن محبا لآل محمد و ان کنت فاسقا و محبا لمحبیهم و ان کانوا فاسقین. محب آل محمد علیهمالسلام باش اگر چه گناهکار باشی، و دوستدار محبین آل محمد علیهم السلام باش اگر چه گناهکار باشند. قطب راوندی در قرن ششم میگوید: این نوشته ی امام رضا علیه السلام که به ساربان داد، اکنون نزد یکی از اهالی کرمند از روستاهای اطراف ما از اصفهان موجود است. ![]() یادداشت،حاشیه،نکته دهکدهء کرمند کجاست؟دانشمند بزرگ شیعه،قطب الدین راوندی ابو الحسین سعید بن هبة الله بن حسن متوفی 573 شارح نهج البلاغه را کتابی است در ادعیه بنام"سلوة الحزین"و مشهور به"دعوات راوندی"که در حرف دال و سین کتاب"الذریعة الی تصانیف الشیعة"یاد شده در موضع دوم اشتباها"نام مؤلف "قطب الدین الحسین بن سعد..."چاپ شده است. نسخه ئی از این کتاب،چنانکه در ذریعه نیز بدان اشاره شده در کتابخانه عالم جلیل مرحوم حاج سید محمد مشکات بیرجندی بوده که به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران اهداء و در مجلد پنجم فهرست آن کتابخانه(صفحه 1355)معرفی شده،و بسیار بجا و بموقع است که در طبع این کتاب شریف و لو بصورت عکسی اقدام شود. مرحوم علامه مجلسی مولانا محمد باقر بن محمد تقی(متوفی بسال یکهزار و یکصد و ده)نیز نسخه کتاب مذکور یعنی دعوات راوندی را داشته و در"بحار الانوار"خود از آن نقل کرده،و از جمله در فصل 36 جلد 15 در ذیل مطلبی این عبارت را از آنجاآورده است: "و الیه اشار الرضا علیه السلام:کن محبا"لآل محمد و ان کنت فاسقا"و محبا"لمحبیهم و ان کانوا فاسقین.و من شجون الحدیث ان هذا المکتوب هو الآن عند بعض اهل کرمند-قریة من نواحینا الی اصفهان-ماهی و رقعته(و رأیته خ ل)ان رجلا"من اهلها کان جمالا"لمولانا ابی الحسن علیه السلام عند توجهه الی خراسان فلما اراد الانصراف قال له:یا ابن رسول الله.شرفنی بشیء"من خطک اتبرّک به-و کان الرجل العاملة-فاعطاه ذلک المکتوب"پایان مطلب مهمی که علامه مجلسی از دعوات راوندی نقل کرده است. مرحوم حاج شیخ عباس قمی(قدس سره)هم عبارات فوق را در جلد اول کتاب گرامی خود "سفینه البحار"در ذیل عنوان(حب)و در کتاب نفیس دیگرش"فوائد رضویه"(ص 202)در احوال قطب آورده و مرحو حاج ملا هاشم خراسانی رضوان الله علیه نیز در کتاب"منتخب التواریخ" صفحه 407 چاپ سنگی از نسخه اصل"فوائد رضویه"مطلب را نقل کرده است و در همه جا نام آن دهکده کرمند ضبط شده است،لکن در چاپ حروفی"منتخب التواریخ"که متأسفانه حق تصحیح کتاب ادا نشده است،در این موضع(ص 601 کتابفروشی اسلامیه تهران 1337 شمسی)تحریف بزرگی واقع و کرمند را(کرون)چاپ کرده اند،و اگرچه"کرون"از قرای غربی اصفهان است لکن ربطی بآن قریه موردنظر که در بین راه راوند به اصفهان و طبعا"در سمت شرق اصفهان بوده ندارد:"قریة من تواحینا الی اصفهان"و ظاهرا"تحریف مذکور به اغوای کسی واقع شده باشد که میخواسته است این افتخار را نصیب اهل کرون نماید. ا زمجله گرامی آینده خواهشمند است اولا"عبارت عربی را بدقت با نسخه"دعوات راوندی" موجود در کتابخانه مرکزی مطابقت و در صورت امکان صفحه موردنظر را در مجله گراور نمایند و ثانیا" در خصوص کلمه کرمند تحقیق فرمایند که آیا صحیح است یا تصحیفی در آن واقع شده و بالاخره اینکه دهکده موردنظر در کجا واقع و اینک چه نام دارد،با تشکر. سید محمد علی روضاتی نظر مجله آینده.تبصره دانشمند متبحر قابل دقت و توجه است و امیدست محمد تقی دانش پژوه نسبت به ارائه آنچه آقای روضاتی اشاره فرمودهاند اقدام فرمایند. ذکر"کرمند"در کتاب معتبر و قدیمی"ذکر اخبار اصبهان"از حافظ ابو نعیم اصفهانی آمده است به چنین:"و بر ستاق قاسان قریة تسمی کرمند فیها معین یخرج منه ماء غزیر و یسقی منه زرع قرینه و شراب اهلها و مواشیهم منه و ما یفضل منه ینصب الی جدول فیتحول حجارة و کذلک بقریة فازه من رستاق قهستان مکهف یقطر من قتله ماء فادا استقر فی الارض تحول حجرا. اگر ضبط نسخ درست باشد،طبعا""کرمند"مرکب است از دو کلمهء کر+مند. مند پسوندی است که در نام عده ای از آبادیها و اعلام جغرافیایی هست،از جمله در"کالمند"که منطقه بیابانی است بین کاشان و اصفهان،میمند،بیارجمند،هومند و جز اینها.اما"کر"ظاهرا"به کاف فارسی است یعنی"گر"که بمعنی کوه است و اگر چنین بوده باشد یعنی محلی کوهستانی و بیشتر آبادیهای میان کاشان و اصفهان چنین وضعی دارد. امروز در مشهد اردهال(اردهار)کاشان که به قالیشوران شهرت داردآبادی کوچکی به نام کرمه هست(فرهنگ جغرافیایی،جلد 2 ص 232)و تاریخ کاشان ضرابی سهبار نامش مضبوط است(ص 9، 17،44)و علی الظاهر میان آنها ارتباطی نیست. [ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:15 ] [ فطرت ]
سر فصل کتاب آفرینش زهراست
روزی که گشایند در باغ بهشت
مرحوم سید رضی الدین علی بن طاووس در کتاب ارزشمند "اقبال الاعمال" در اعمال ماه جمادی الثانی ضمن آوردن زیارتنامه ای برای بانوی بانوان روایت کرده است که : " هر کس فاطمه ( سلام الله علیها ) را با این جملات عارفانه زیارت کند و به بارگاه خدا توبه آورده و طلب آمرزش کند ، خدای متعال او را مورد آمرزش قرار داده و وارد بهشت می سازد . " زیارتنامه مورد نظر این است : " السَلامُ عَلَیکِ یا سَیِدَةَ نِساءِ العالَمینَ،السَلامُ عَلَیکِ یا والِدَةَ الحُجَجِ عَلَی الناسِ اَجمَعینَ،السَلامُ عَلَیکِ اَیَتُهَا المَظلومَةُ المَمنوعَةُ حَقُها . " سپس بگو : " اَللهُمَ صَلِ عَلی اَمَتِکَ وَابنَةِ نَبیِکَ وَ زَوجَةِ وَصیِ نَبیِکَ،صَلاةً تَزلِفُها فَوقَ زُلفی عِبادِکَ المُکَرَمینَ مِن اَهلِ السَماواتِ وَ الاَرَضینَ " چه تعبیری خدا در نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا(س) همین اندازه کوثر نقطه دارد [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 8:16 ] [ فطرت ]
از امام صادق (علیه السلام) روايت شده است كه فرمودند: طلبتُ الجنة، فوجدتها فى السخاء : و طلبتُ العافية، فوجدتها فى العزلة: و طلبت ثقل الميزان، فوجدته فى شهادة »ان لا اله الا الله و محمد رسول الله و طلبت السرعة فى الدخول الى الجنة، فوجدتها فى العمل لله تعالى: و طلبتُ حب الموت، فوجدته فى تقديم المال لوجه الله: و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فى ترك المعصية: و طلبت رقة القلب، فوجدتها فى الجوع و العطش: و طلبت نور القلب، فوجدته فى التفكر و البكاء: و طلبت الجواز على الصراط، فوجدته فى الصدقة: و طلبت نور الوجه، فوجدته فى صلاة الليل: و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فى الكسب للعيال: و طلبت حب الله عزوجل، فوجدته فى بغض اهل المعاصى: و طلبت الرئاسة، فوجدتها فى النصيحة لعبادالله: و طلبت فراغ القلب، فوجدته فى قلة المال: و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فى الصبر : و طلبت الشرف، فوجدته فى العلم: و طلبت العبادة فوجدتها فى الورع: و طلبت الراحة، فوجوتها فى الزهد: و طلبت الرفعة، فوجدتها فى التواضع: و طلبت العز، فوجدته فى الصدق: و طلبت الذلة، فوجدتها فى الصوم: و طلبت الغنى، فوجدته فى القناعة: و طلبت الانس، فوجدته فى قرائة القرآن: و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فى حسن الخلق: و طلبت رضى الله، فوجدته فى برالوالدين: مستدرك الوسائل ، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810. [ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 15:40 ] [ فطرت ]
![]() امروز اول ماه نیسان رومی بود و باران بهاری زیبائی در راوند باریدن گرفت .باران درماه نیسان دارای برکات و خواص عظیمی می باشد که روایت آن را می اورم: سيد جليل على بن طاووس)ره(روايت كرده:روزى جمعى از اصحاب نشسته بودند،رسول خدا صلى اللّه عليه و آله وارد شد و به ايشان سلام كرد،و اصحاب جواب سلام ايشان را گفتند حضرت فرمودند:آيا مىخواهيد دوايى را كه جبرييل به من تعليم داد كه نيازمند دواى پزشكان نباشم به شما تعليم دهم؟امير المؤمنين عليه السّلام و سلمان و ديگران پرسيدند آن دوا چيست؟حضرت به امير المؤمنين عليه السّلام خطاب فرمودند ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 0:18 ] [ فطرت ]
|
||
| [ : ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||