تبليغاتX
راوند در رهگذر تاریخ

راوند در رهگذر تاریخ
 
قالب وبلاگ
http://s1.picofile.com/file/7329868060/resized_5_ghasem_poor.jpg

به ياد روحانی بسيجي شهيد «احسان قاسم پور»


شهادت با ذكر يا اباعبدالله(ع)
روحانی شهيد «احسان قاسم پور» كه صادقانه و عاشقانه در مناي معبود، جان خود را تقديم نمود، فاتح عمليات هاي والفجر مقدماتي، والفجر1، والفجر 8، كربلاي 4 و كربلاي 5، كه فعاليت هاي تبليغي او در جبهه جنوب و غرب در لشكر سيدالشهداء(ع) زبانزد بود، راستي چه توفيق بزرگي است كه انسان بتواند عمر 25 ساله را در جهاد و علم و معنويت سپري كند!
... شب عمليات بود، 23 دي ماه 65، ساعاتي قبل از رزم بي امان و عمليات پرتوان و اين احسان بود كه با سخنراني پرشور و جذاب خود براي رزمندگان از منزلت جهاد في سبيل الله مي گفت و بعد هم در تهاجم شبانه به كفتاران بعثي تيري به پهلوي چپش خورد و به آرامي با ذكر يا اباعبدالله سر بر سلاحش گذاشت، سجده شكر كرد و به لقاء پروردگارش رسيد.
طلبه بسيجي شهيد «احسان قاسمي»، سال 1340 در راوند كاشان متولد شد و در 24/10/1365 در عمليات كربلاي پنج (شلمچه) شهيد شد.

(از دوست عزیزم آقای محسن شمسی زاده فرزند شهید والا مقام حسین شمسی زاده تشکر می کنم که این مطلب را تذکر دادند.)

منبع:
روزنامه کیهان -چهارشنبه 9 آذر 1390- شماره 20086
[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 23:17 ] [ فطرت ]
سيداحمد خاتمي:فرهنگ شهادت طلبي،بيداري اسلامي را در جهان بوجود آورد
كاشان – امام جمعه موقت تهران با اشاره به موج روزافزون اسلام خواهي و خيزش هاي اسلامي در اقصي نقاط جهان گفت: فرهنگ شهادت طلبي، بيداري اسلامي را در جهان بوجود آورده است.
سيداحمد خاتمي:فرهنگ شهادت طلبي،بيداري اسلامي را در جهان بوجود آورد
به گزارش ايرنا،آيت الله'سيداحمد خاتمي'شامگاه چهارشنبه در يادواره شهداي مناطق 'راوند'و 'خزاق' كاشان، سقوط ديكتاتورهايي نظير قذافي، مبارك و بن علي در هشت ماه گذشته را از حوادث بي بديل تاريخ عنوان كرد و افزود: اين اتفاقات مهم، پيام مكتب اسلام است.
وي بااشاره به بيانات مقام معظم رهبري مبني بر اينكه زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهدا كمتر از ارزش خود شهادت نيست، اظهار داشت: گرچه دوران هشت سال دفاع مقدس به پايان رسيده است اما فرهنگ شهادت پايان يافتني نيست.
وي تصريح كرد:شهدا،ايثارگران و رزمندگان غيور و دلاور اسلام در دوران هشت سال دفاع مقدس با فرهنگ ايثار و شهادت، عزت آفريدند و اين فرهنگ همواره بايد باقي بماند.
عضو مجلس خبرگان رهبري تاكيد كرد: فرهنگ شهادت طلبي ملت شريف ايران عرصه را بر دشمنان نظام مقدس جمهوري اسلامي تنگ كرده است.
آيت الله خاتمي يادآور شد: از جمله نقاطي كه در دوران حاكميت اصلاح طلبان همواره مورد هدف قرار مي گرفت، مقابله با فرهنگ شهادت طلبي بود .
وي با اشاره به اينكه مردم فهيم و با بصيرت ايران اسلامي نعمات و بركات فرهنگ شهادت را مشاهده كرده اند، گفت: فرهنگ شهادت، دشمنان اسلام را زمينگير كرده است.
عضو جامعه مدرسين قم، 'عشق به خداوند سبحان' و 'فرهنگ ولايتمداري' را دو ويژگي مهم 'مكتب شهادت'عنوان كرد و گفت: امروز شوق و شور مردم بويژه جوانان و نوجوانان براي دفاع از اسلام و قرآن و ارزشهاي انقلاب اسلامي بيش از پيش در جامعه مشاهده مي شود.
خاتمي تصريح كرد: نبايد به برخي جلوه هاي هرزه نگاري كه توسط معدودي جوانان در جامعه انجام مي شود ، نگاه كرد، شمار اينها اندك است چون بر اساس آمار، امسال بيش از 700 هزار نفر در آيين اعتكاف كه يك عمل مستحب است شركت كردند كه 90 درصد آنها را جوانان تشكيل داده اند.
وي گفت: آينده كشور به دست جوانان رقم خواهد خورد و فرهنگ شهادت طلبي، جوانان ما را در برابر هجمه فرهنگي بيمه كرده است.
امام جمعه موقت تهران، وجود سه هزار شبكه ماهواره اي و يكصد شبكه فارسي زبان براي به انحراف كشاندن جوانان و نوجوانان را يادآور شد و از آنها به عنوان سلاح برنده دين ستيزي در جهان ياد كرد.
آيت الله خاتمي در بخش ديگر سخنانش به نقش تاثيرگذار روحانيت ، علما و مراجع عظام در دفاع از دين اسلام پرداخت و گفت:آيت الله سيدحسن مدرس ، آيت الله ميرزاي شيرازي و آيت الله حضرت امام خميني (ره) از جمله كساني بودند كه در دوران حاكميت خفقان ظلم و ستم در دفاع از اسلام و قرآن به مبارزه با طاغوتيان برخاستند.
وي خاطر نشان كرد: دشمنان اسلام در دوران پس از انقلاب شكوهمند اسلامي نيز حدود 40 بحران براي ساقط كردن نظام مقدس جمهوري اسلامي طراحي كردند كه با رهبري هاي پيامبر گونه امام راحل و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي نه تنها خللي در عزم و اراده مردم شريف ، فهيم و با بصيرت ايران اسلامي بوجود نياورد بلكه همه آنها به فرصت تبديل شد.
خاتمي تاكيد كرد: ماه همواره همراه ملت ولايتمدار و وفادار به اسلام تا آخرين نفس از حريم ولايت دفاع خواهيم كرد.
آيين يادواره شهداي مناطق راوند و خزاق كاشان و پنج شهيد گمنام اين مناطق با حضور آيت الله
'عبدالنبي نمازي' نماينده ولي فقيه و امام جمعه كاشان و جمعي از خانواده هاي شهدا و ايثارگران اين شهرستان در آستان مقدس امامزاده ولي بن موسي كاظم (ع) اين شهر برگزار شد.
مناطق راوند و خزاق كاشان كه حدود 12 كيلومتر تا مركز شهرستان فاصله دارند، 65 شهيد تقديم نظام مقدس جمهوري اسلامي كرده است.
يادواره شهداي راوند و خزاق به همت حوزه حضرت امام سجاد (ع) ناحيه مقاومت بسيج سپاه كاشان برگزار ‌شد.
همزمان با برگزاري اين يادواره، با برگزاري سالگرد ارتحال ابوالشهيد علامه قطب راوندي، ياد و خاطره اين عالم وارسته نيز گرامي داشته شد.
562
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 30565168

[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 18:43 ] [ فطرت ]


تصاویر شهدا و خونین کفنان شهر راوند

خوش باد كه از بهار بهتر باشيم                  سر سبزتر از سرو و صنوبر باشيم

ان روز مباد تا در اين باغ وجود                       شرمنده لاله هاي پرپر  باشيم




http://s2.picofile.com/file/7329866876/resized_1_beigi.jpg http://s1.picofile.com/file/7329869030/resized_10_farazandeh.jpg

http://s2.picofile.com/file/7329867197/resized_2_salehi.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329867311/resized_3_momeni.jpg

http://s2.picofile.com/file/7329867525/resized_4_heidari.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329868060/resized_5_ghasem_poor.jpg

http://s1.picofile.com/file/7329868274/resized_6_zamani_moghaddam.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329868602/resized_7_hoseini.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329868816/resized_8_naghavi.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329868923/resized_9_momeni.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329891933/resized_11_farazandeh.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329892040/resized_12_masjoodi.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329892468/resized_13_shamsi_zade.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329892575/resized_14_azimi.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329892682/resized_15_hashemi.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329892896/resized_16_mahroomi.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329893010/resized_18_anbari.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329893117/resized_19_ghotbi.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329893438/resized_20_mansoori.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329900749/resized_17_moslehi.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329902468/resized_21_sheikhi.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329902682/resized_22_tahani.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329903010/resized_23_rafiei.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329903331/resized_24_rafiei.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329903652/resized_25_yazdani.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329903973/resized_26_hoseinian.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329904187/resized_27_momeni.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329904408/resized_29_afzali.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329904622/resized_30_sabeti.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329906234/resized_28_khadempoor.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329915799/resized_31_tondar.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329916127/resized_32_kahal.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329916341/resized_33_hajEbrahimi.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329916555/resized_34_khaki.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329916769/resized_35_khodayar.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329917090/resized_36_salami.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329917311/resized_37_akhoundi.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329917418/resized_38_makkari.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329917632/resized_39_jonoud.jpg http://s1.picofile.com/file/7329917846/resized_40_shahi.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329922682/resized_41_kouchaki.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329922789/resized_42_yavari.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329922896/resized_43_tahani.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329923010/resized_44_zolfi.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329923117/resized_45_shaker.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329923331/resized_46_shirani.jpg
http://s1.picofile.com/file/7329923545/resized_47_kermani.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329923652/resized_48_dehghani.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329923759/resized_49_hasan_zade.jpg  http://s2.picofile.com/file/7329923866/resized_50_evazi.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329924080/resized_51_mansoori.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329924187/resized_52_eyshi.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329924301/resized_53_fattah.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329924515/resized_54_sheikh_estarki.jpg
http://s2.picofile.com/file/7329924729/resized_55_shams.jpg  http://s2.picofile.com/file/7330236555/1.jpg
[ پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 ] [ 16:13 ] [ فطرت ]

عید اون سال با شب ولادت اقا امام رضا(ع)یکی شده بود.توی سنگر بچه های لشکر31عاشورا جشن گرفته بودند.اخرمراسم نوبت من شدکه بخونم.دست به دامن اقا قمربنی هاشم(ع)شده وعرض کردم:<<ارباب شما مزه شرمندگی رو چشیدید نذارید ماشرمنده خانواده شهداء بشیم.>>

فرداصبح از بچه ها پرسیدیم :<<رمز حرکت امروز به نام کی باشه؟>>فکرمیکردم چون روز ولادت امام رضاست(ع) همه میگن:<<امام رضا(ع)>>اما حاج اقاگنجی گفت:((یاابالفضل(ع)))گفتم:<< امروز روز ولادت امام رضاست(ع).>>گفت:<<دیشب به اقا ابالفضل(ع)متوسل شدیم،امروز هم به اسم اون حضرت میریم تا از دستشون عیدی بگیریم.>>

دست به کارشدیم بعداز چند دقیقه اولین شهید پیداشد.خوشحال شدیم.اسم شهید هم روی کارت شناساییش بود هم روی وصیت نامش:

<<شهید ابوالفضل خدایار،گردان امام محمدباقر(ع)،گروهان حبیب از کاشان.>>

بچه ها گفتند:<<توسل دیشب،رمز حرکت امروز واسم شهید باهم یکی شده.>>بی اختیار به زبونم جاری شد که اگه اسم شهیدبعدی هم ابوالفضل بود،اینجاگوشه ای از حرم اقاست.

.........داشتم زمین رو میکندم که دیدم حاج اقا گنجی ویکی دیگر از بچه های سرباز پریدندداخل گودال.ازبیل میکانیکی پیاده شدم خیلی عجیب بود.یک دست شهید ازمچ قطع شده بود.پلاکش رو که استعلام کردیم گفتند:<<شهید ابوالفضل ابوالفضلی،امام محمد باقر،گروهان حبیب ازکاشان>>


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

شهید ابوالفضل خدایار

رزمنده گروهان امام محمدباقر(ع)گردان حبیب

نام پدر:محمد

تولد:کاشان

شهادت11/12/1362----عملیات خیبر

بازگشت پیکر:13/8/1373

محل دفن:راوند کاشان

امامزاده ولی ابن موسی الکاظم

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


شهید ابوالفضل ابوالفضلی

رزمنده گروهان اما محمدباقر(ع)گردان حبیب

نام پدر:محمد

تولد:1344--------کاشان

شهادت:11/12/1362--عملیات خیبر

بازگشت پیکر:17/8/1373

محل دفن:گلزار شهدای دارالسلام کاشان تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

راوي: محمد احمديان / منبع: آسمان مال ماست(كتاب تفحص)


[ دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 ] [ 22:53 ] [ فطرت ]


سبزى و باهجوم خزان گم نميشوي

نورى كه در عبور زمان گم نميشوي

پنداشتند مرگ تو پايان نام توست‏

اما بدان ز باورمان گم نميشوي

مثل عبور ثانيه‏ها، مثل زندگي

يك لحظه از وراى جهان گم نميشوي

با آنكه زخم خورده‏ى شام شقاوتي

اى صبح! اى سپيده، زجان گم نميشوي

نام تو وسعتيست پر از آبروى عشق‏

باور كن اى هميشه عيان! گم نميشوي

در قلب آنكه عاشق نام بلند توست‏

اى آبروى هر دو جهان گم نميشوي

[ یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 ] [ 0:54 ] [ فطرت ]
 


مدتی بود کمتر می دیدمش.از خانه اش هم بیرون نمی آمد.از همسرش حالش را جویا شدم.گفت:چند روزی است دردش بیشتر شده است و نمی تواند بیرون بیاید. هروقت با او هم کلام می شدم احساس میکردم حرفهایی برای نگفتن دارد که گوشی برای شنیدنش پیدا نکرده است.بر خودم واجب دیدم به دیدارش  بروم و اگر هم شد٬مصاحبه ای با او داشته باشم ٬شاید گوش ما را محرم شنیدن راز هایش بداند.او کسی نبود جز جانباز عزیز شهرمان جعفر هیزمی. همسایه ای که سوم خرداد ۱۳۶۱ در جریان فتح خرمشهر از ناحیه ی نخاع مجروح شده بود واز آن پس دیگر نتوانست  روی پاهایش بایستد ٬ولی ایستادگی را به ما آموخت.     

------------------------------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------------------------------------

-آقای هیزمی چطور شد که به جبهه رفتید؟

 
 در سال۱۳٥٩به خدمت سربازی اعزام شدم.در اوایل جنگ آموزش به علت عدم انسجام سپاه و بسیج بوسیله ی ارتش انجام می شد. پس از٥-٤ ماه از شروع جنگ به جبهه اعزام شدیم.اولین ماموریت من در جنوب کشور در سه راهی دارخویین و بهمن شیر بود.قبل از عملیات فتح المبین من مامور لشکر ٧٧بودم که به علت عمل جراحی که داشتم نتوانستم در آن عملیات شرکت کنم.اما در عملیات بیت المقدس در تمامی مراحل آن همراه سپاه شرکت کردم و در روز فتح خرمشهر در منطقه حضور داشتم.

-ببخشید گفتید عمل جراحی در جبهه داشتم، می توانم بپرسم به چه علت؟
(با لبخند)من از تانک افتادم و مصدوم شدم وبرای عمل جراحی به بیمارستان شیراز رفته بودم.برای همین نتوانستم در عملیات فتح المبین شرکت کنم.

-از عملیات بیت المقدس بگویید و باز پس گیری خرمشهر که با هیچ تاکتیک  جنگی آکادمیکی قابل توجیه نبود؟
بله. اکثر شهرهای اهواز دست صدام بودو آن قدر این ها به سلاح ها وتجهیزات و پشتیبانی ابر قدرت ها اطمینان داشتند که حتی فکرش را هم نمی کردند که ماروزی بتوانیم خرمشهر را پس بگیریم.یادم هست روی درو دیوار اهواز وشهرهای جنوب نوشته بودند «الاهواز ارضنا» وبه قدری به خودشان مغرور بودند که حتی یک پل درست وحسابی روی اروند برای اینکه شاید بخواهند به سرعت عقب نشینی کنند نزده بودند..
رمز پیروزی ما در این عملیات اتحاد ارتش با سپاه وبسیج بود.من ارتشی بودم ولی در سپاه محمد رسول الله شرکت کردم.جالب است برای شما بگویم ما فقط در عملیات بیت المقدس ۱٩٫٠٠٠اسیر از دشمن گرفتیم وبه لطف خدادر هر سه مرحله ی عملیات به پیروزی رسیدیم.بنده نیز در همین عملیات در منطقه شلمچه (غرب کارون)از سه ناحیه چشم ،فک نخاع ترکش خوردم ومجروح شدم.

- بعد از مجروحیت به کجا منتقل شدید؟ 
ابتدا مارا با هواپیما به بیمارستان کاشانی اصفهان بردند،سپس به خاطروضعیت بدی که داشتم مرا به بیمارستان امیرالمومنین تهران انتقال دادند و بعد از اینکه متوجه شدند کاری دیگر نمی شود انجام داد مرا به آسایشگاه جانبازان و معلولین امام خمینی بردند.آجا بود که تازه متوجه شدم قطع نخاع هستم.
-یعنی الان ٢٧سال است که شما روی ویلچر نشسته اید؟
بله...!!

-دراین مدت رفتار مردم با شما چگونه بوده است؟
در دوران جنگ چون حس دفاع در همه ی مردم و مسئولین بود،مردم ارادت خاصی به ما داشتند ویادم هست حضرت امام(ره)در صحبت هایشان و حتی پیام های نوروزیشان هرگز از جانباز غفلت نمی کردند.
در اوایل مردم ،همشهری ها و همسایه ها ،گروه گروه برای دیدن ما به آسایشگاه می آمدند، ولی در این اواخر مردم در آسایش و رفاه بیشتری هستند وتقریبا ً از حالت قبلی بیرون آمده اند، وما این انتظار را ازمردم نداریم چون هم مریضی ما بیشتر شده است و هم  پیرتر شده ایم و مشکلات یک قطع نخاعی هر روز بیشتر می شود.

-علت این تغییر رفتار مردم پس از جنگ را در چه می بینید؟
آنچه من استنباط می کنم این است که عده ای از دوستان و نزدیکان ما شاید می گویند مزاحمشان نشویم.چون مریضی ما زیاد است و عده ای هم شاید اهمیتی به این موضوع نمی دهند، ولی در هر صورت  اشتباه می کنند.

- مردم چه کار کنند تا رضایت شما را حاصل کنند؟
جانباز از نظر فیزیکی وتوانایی های جسمانی با مشکلات زیادی روبه روست.ما از مسئولین متشکریم که از نظر معیشت وتا حدود زیادی درمان به ما کمک می کنند،اما مردم باید این توجه را داشته باشند که ما هم مثل بقیه دوست داریم در اجتماع حضور داشته باشیم،پس به خود بگویند باید در جهت رشد و شکوفایی اجتماعی این ها تلاش کنیم وتا جایی که میتوانیم از تجارب ومشورت های آنها در زمینه های مربوطه استفاده کنیم. هیچ کشوری برای همیشه از جنگ ودرگیری مصون نخواهد بود و قطعاً این تجارب در آینده به درد خواهد خورد.
«آیا ما فقط رزمندگان و جانبازان را برای چندین سال جنگ ودفاع می خواستیم وچون حالا احساس نیاز به آنها نمی کنیم رهایشان کنیم» .مردم ومسئولین باید بکوشند این سرمایه های ملی را درابعاد دیگر زندگی بارور کنند.

- از چه طریقی مردم می توانند این نیازهای شما را پاسخ دهند؟ 
« ما از نظر مادی هیچ انتظاری از مردم نداریم،فقط انتظار داریم دوستیشان را با ما فراموش نکنند.»
به دیدار ما بیایند، شاید در این دیدارها به کم وکاستی ها ونیازهای روحی ما پی ببرند و تا جایی که برایشان امکان دارد در صدد رفع این نیاز ها برآیند. هر کسی هر هنری دارد، هر نوع مهارتی دارد که میتواند به  ما آموزش دهد با ما اوقاتمان را با یک کار مفید سپری کنیم،دریغ نکند.مثلاً یک کسی نقاشی بلد است، دیگری خطاطی،شخصی صوت قرآنش خوب است، چه اشکالی دارد این ها را به ما آموزش دهند.
 
- صرف نظر از مردم، راوند برخورد مسئولین دراین مدت چگونه بوده است؟ آیا آنها هم تغییر کرده اند؟
 مسئولین خودشان در جنگ بوده اند وتافته ای جدا بافته نیستند که جنگ را ندیده باشند، اما متاسفانه باید گفت فقط در این سال ها به امور مادی و معیشتی ما بیشتر پرداخته اند.
«انتظاری که ما از مسئولین داریم این است که کمی از فکر شکم ما بیرون بیایند و به فکر روح ما باشند که مدام در فشارهای عصبی و روانی قرار دارد.»
در این سال ها یک بار نشده است که از خانواده ی جانبازها و خانم های ما که ٣٠سال است شبانه روز  از ما پرستاری می کنند، قدردانی کنند،یک جلسه مشاوره با آنها بگذارند و کمی با آنها صحبت کنند. فشارهای روحی آنها از ما کمتر نیست.برنامه در جهت تلطیف روح برای ما بگذارند تا کمی راحت تر بتوانیم دردهای جسمانی مان را تحمل کنیم.
             «اگر مسئولین در این زمینه کوتاهی کنند،فردای قیامت باید جواب گو باشند. »




- خودتان برای کاهش فشارهای روحی چه فعالیتی می کنید؟
 من شعر می گویم وتلاش کرده ام کار با کامپیوتر را یاد بگیرم و علاوه بر این ها موفق شده ام وبلاگی را درست کنم وشعرهایم را در آنجا بنویسم .می خواهم در آینده با کمک خدا دیوان اشعارم را به چاپ برسانم
به کارهای فنی علاقه دارم وفوق دیپلم  الکترونیک را در این سال ها اخذ نموده ام. با همین معلولیت توانسته ام سطح یکم حوزه راسپری کنم.من تا آنجا که توانسته ام استعدادهایم را نشان داده ام ولی مسئولین حمایتی نمی کنند.
مثلاً از سال ۱٣٨۱تا به حال پی گیر اخذ مجوز راه اندازی یک تاکسی تلفنی بوده ام تا با کار کردن بتوانم دردهایم را فراموش کنم ، که مسئولین کارشکنی کرده اند.

- مردم راوند چگونه می توانند از پتانسیل شما و خانواده ی شهداء برای پیشبرد اهداف عمرانی و فرهنگی کمک بگیرند؟
از نظر کارهای اداری ،کاری از دست ما بر نمی آید.اما هنوز در بین مدیران کسانی هستند که به خانواده ی شهدا و جانبازان بها می دهند وصحبت هایشان را در امور اجرایی لحاظ می کنند. حداقل کاری که ما می توانیم انجام دهیم این است که ما نیز به عنوان شهروندان راوند نامه ای بنویسیم وخودمان نیز دنبال شما بیاییم و این نامه را به مسئولین بدهیم. شاید این راهکارها موثر واقع شود و حرف ما را زمین نگذارد.

- به عنوان آخرین سوال، چه توصیه ای به جوانان راوند دارید تا بهتر بتوانند به شهر راوند خدمت کنند؟
جوانان باید در ابتدا تشکل های خود را بیشتر و بهتر فعال کنند. با بزرگان شهرمان آشتی کنند و رابطه ی شان را فقط در حد سلام و علیک محدود نکنند. ابتدا ما باید نظرات نسل نو و پیشتاز از نظر علمی را بشنویم وآنها نیز باید از تجارب و اندیشه های ما کمک بگیرنند تا با وحدتی که ایجاد می شود بهتر و راحت تر بتوانیم به مقصد و هدفی که داریم برسیم، ولی متاسفانه جوانان راوند یک شوراء و انجمنی ندارند که با هم مشورت کنند.
 حداقل اجتماع دانشجویی تان را فعال کنید.اگر تا ابد تک تک جلو بروید به جایی نمی رسید.جوانان باید از میان خودشان ٥نفر را انتخاب کنند تا در امور جامعه بیشتر دخالت کنند. به کسی اجازه ندهید در اموری که به آن محول می شود جنبه ی منفعت شخصی را در نظر بگیرد و به اصطلاح « آتش زیر دیگ خودش کند».
مشکلات راوند زیاد است، به میدان بیائید،ارائه نظر دهید،پی گیر امور باشید ومحترمانه ومدبرانه مشکلات را به گوش مسئولین برسانید.ما هم به نوبه ی خود از هر کمکی که بتوانیم دریغ نخواهیم کرد.اینجا هم جزئی از ایران است و اگر اینجا آباد شود، قطعاً ایران آباد می شود.
به امید روزی که همه بیشتر به هم اهمیت بدهیم و دوستی و محبت سر لوحه ی همه ی کار هایمان شود.

مصاحبه كننده:برادر ارجمند ابو الفضل بياباني

[ چهارشنبه هشتم مهر 1388 ] [ 22:36 ] [ فطرت ]


مشخصات فردي شهيد :

 

نام: سيد علي اکبر                 نام خانوادگي : حسينيان راوندي   نام پدر  : سيد محمود

تاريخ ولادت :۶/۱۲/۴۶              ميزان تحصيلات : ابتدايي              وضعيت تأهل  :  مجرد

تاريخ شهادت:۲۵/۱۱/۶۴          نام عمليات : والفجر ۸                  محل  شهادت:شهرفاو

سن هنگام شهادت:۱۸ سال    اعزامي از طريق:سپاه                  حضور  در جبهه:  ۸ماه 

 تاريخ و محل دفن: ۲۸/۱۱/۶۴ گلزار راوند     نحوه ي شهادت:اصابت گلوله ي خمپاره به سر

 

ويژگي هاي شهيد :

  

صله رحم:براي ايشان صله رحم اهميت خاصي داشت که در هرنامه اي که مي فرستاد  

از همسايگان  و اهل فاميل طلب حلاليت مي نمودودفعه ي آخري که به مرخصی آمده بود  

به  همه ي  اهل  فاميل سر زده بود و با همه خداحافظي کرده بود.

تلاوت قرآن:به قرآن احترام خاصي داشت و هر روز صبح تلاوت مي کرد.

شرکت در نماز جماعت : نماز  جماعت  را  به  منزله ي  نزديک   شدن به خدا مي  

دانست   و  همه  را  دعوت   مي کرد   به   شرکت  در نماز  جماعت  مخصوصاً نمازجمعه  

رفتار با پدر و مادر : ایشان هیچگاه  به تندی با پدر  و  مادرش  صحبت  نمی کردو در  

کارهای  باغداری به پدرش کمک می کرد. و کارهای باغبانی که طاقت  فرسا بود با  جان   

و دل انجام می داد.

انتخاب دوست : ایشان  با  دوستانش  مهربان  بود  و  با هر کسی دوستی نمی کرد.

اخلاق و اعتقاد :شهید فردی بود نجیب و قانع و اخلاق خاصی  داشت و تعصب نسبت  

به دین و رهبر داشت .

مهمترین وصیت شهید : خدا نکند زمانی فرا رسدکه  این ملت مثل مردم کوفه  کنند  

و دست از یاری امام و اسلام بردارند.

مهمترین آرزوی شهید : آزادی خرمشهر و بعد شهید شدن.


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خلاصه ای از زندگی نامه ی شهید سید علی اکبر حسینیان راوندی:

سید علی اکبر حسینیان راوندی در خانواده ای متدین در سال 6/12/1346 به دنیا  آمدسیدی در بین سادات 

بزرگ شد و راه اسلام را از همان دوران کودکی شناخت و  به  جان  خرید  ایشان در  هفت سالگی نماز می 

 خواند و در ده سالگی روزه می گرفت با پدر و مادرش مهربان بود با اطرافیانش  با  ملایمت رفتار  می کرد در 

  موقعی که می خواست به مدرسه برود دوست داشت به مدرسه ای برود که  مخصوص  پسرها باشد به  

مدرسه ی محل زندگی اش به خاطر مشترک بودن دختران و پسران نرفت. سه کیلومتر راه را پیاده طی می

کرد تا به مدرسه ای دیگر برود در کلاس چهارم ابتدایی بوددر کلاس چهارم ابتدایی بود که به دلایلی مدرسه  

را ترک کرد با پدرش در مزرعه به کشاورزی پرداخت و گاهی به قالی بافی  مشغول بود  در  سن 17سالگی  

برای اعزام به جبهه از طرف پایگاه روستایشان که در آن عضویت داشت به جبهه اعزام شد پدر و مادرش او را 

از خط مقدم نهی کردند ولی خود او خط مقدم را انتخاب کرده بود و با اصراری که به فرمانده اش کرده بود او را 

به خط مقدم بردند تقریباً ایشان 8ماه در جبهه بودند و شجاعانه جنگیدند تا اینکه در شهر  فاو   و  در  عملیات 

والفجر 8  و در تاریخ 25/11/64 با عشق به ولایت به درجه ی رفیع  شهادت نائل گشتند. 

روحش شاد و راهش همیشه پر رهرو باد.


-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

وصيّت نامه ي برادر شهيد سيد علي اکبر حسينيان راوندي:

                                           بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

ربّنا أفرغ علینا صبراً و ثبّت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین 

با کافرین جنگ کنید و نا امید نشوید که انشا الله پیروزید. 

و با سلام بر رزمندگان  اسلام سخن خود را آغاز می کنم . 

چقدر عاشق شهادت بودم من از خداوند می خواستم که مرا شهید کند ماهها من  در  جبهه  بودم  و شهید 

نشدم ، لیکن من لیاقت شهید شدن را نداشتم من در طول عمرم چقدر  گناه  کردم   و  نفهمیدم  از  خداوند  

سپاسگزاری  می کنم که مرا به راه راست هدایت فرمود. ای پدر و ای مادر اگر از  دست من ناراحت  شدید  

مرا ببخشید زیرا من آن وقت ها نمی فهمیدم و داشتم گناه می کردم  من انگیزه ام درباره ی اینکه به جبهه  

رفتم یاری دین خدا و به شهادت رسیدن بود ،  دوست  داشتم  همچون علی  مرتضی  (ع)  در  رکاب  محّمد  

مصطفی (ص) بجنگم . و همچون علی اکبر در رکاب پدرش و من در رکاب این رهبر بزرگوار شهید  بشوم من 

از دوستانم معذرت می خواهم اگر اذیّتشان کردم از همسایگان و پدر و مادرم می خواهم تا مرا  حلال  کنند 

من وقتی به جبهه آمدم حق را واقعاً در این جا یافتم ، من راه خود  را  یافتم ام   من  اگر  شهید  هم  نشوم 

 آنقدر در جبهه خواهم ماند ، تا خداوند مرا دریابد من نصیحتی دارم به جوانانی که در کوچه  و  خیابانها  توطئه 

می کنند و حاضر نیستند این بنده ی سیاه شده ی (دنیا را) رها کنند. من  به  آنها  می گویم   بیایید  در این  

جبهه ها   و ببینید که چه خبر است ! و بیایید و  حقّ  را  اینجا ببینید .اینقدر نروید دنبال عیاشی. 

من پیامم به ملّت این است که خدا نکند زمانی فرا رسد که این ملّت مثل مردم  کوفه کنند و دست  از  یاری  

امام و اسلام بردارند ، که خدا  نکرده  عذاب  الهی بر  سرتان  نازل  خواهد  شد  ،  اگر  دست  از  یاری امام  

بردارید دوباره ستمگری دیگر بر سرتان خواهد آمد.

 تا    می توانید  در این دعا ها شرکت کنید که دعا  روح انسان  را به طرف خدا پرواز  می دهد من  از  مادرم  

  می  خواهم  که زیاد برای من گریه و زاری نکند که روح من در آن جهان در عذاب باشد . 

یک سال برای من نماز و سه ماه برای من روزه بگیرید. 

دیگر حرفی ندارم. 




[ سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ] [ 22:44 ] [ فطرت ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده كه آن به

ديار كهن و جاودانه راوند از دير باز مهد تشيع بوده و اقليم سرسبز و زيباي آن خاستگاه انديشمندان سترگ و فرزانگاني بزرگ مي باشدكه نام انها بر پيشاني تاريخ مي درخشد. پرچم پر افتخار ولايت آل البيت از روزگاري دور بر بام آن برافراشته شده و راوند از اولين مناطقي است كه در ايران شهد شيرين ولايت را چشيده است.

"مجتبي رجبي راوندي"
لینک های مفید





امکانات وب